۱۳ مطلب با موضوع «سینما و تلویزیون» ثبت شده است

درباره‌ی نریشن

درباره‌ی نریشن

پیش‌گفتار: به‌تازگی قصد کرده‌ام پاسخ سوالاتی که توسط دوستان مطرح می‌شود را در قالب یک گفتار هرچند کوتاه در این تارنگار درج کنم. دوستی در خصوص نریشن سوالاتی داشتند؛ دوستان، نریشن/ نریشن، دوستان!


مدخل: امروزه زمینه‌های مختلف هنر، آنچنان درهم آمیخته شده‌اند که تفکیک آن‌ها از یکدیگر، دشوار است. واژه‌های بسیاری هستند که در زمینه‌های مختلف هنری، دربرگیرنده‌ی بار معنایی‌اند. این واژه‌های مشترک که ممکن است در برخی از زمان‌ها معنا یا توصیف متفاوتی با استفاده از همان واژه در زمینه‌ی هنری دیگری داشته باشند؛ به همان اندازه که می‌توانند محلی برای نزاع و درگیری باشند؛ می‌توانند فرصتی برای گفتگو در اختیار هنرمندان قرار دهند. یکی از این واژه‌ها؛ موضوع اصلی این سطرهاست. نریشن در زمینه‌های مختلفی به کار گرفته می‌شود. به‌عنوان نمونه در داستان و سینما. در بیانی ساده می‌توان نریشن را پرانتزی گفتاری توصیف کرد.


ادامه مطلب

گاف سریال کیمیا

گاف سریال کیمیا

آقا پیمان دارن تشریف میبرن برای جهاد سازندگی کنتور برق از این دیجیتالی‌های جدیدِ. آقا خسته نباشید.


گاف آسمان من

گاف آسمان من


آقای کارگردان آقای رسانه برادر چند مسئله نخست به این مأمور امنیت پرواز سریال آسمان من بفرمائید عوض نشون دادن عجله‌ی رفتن به مدرسه بذاره بچه‌ها صبحونه‌شون رو بخوردن اسراف بده والا گناه داره و آقای پدر پشت دست بچه بزنه. دوم به‌عوض اون کارها روی املایش کار کنه توی اس‌ام‌اس حل شد رو هل شد نزنه. بعد به مادر محترم خانواده بفرمائید باز گذاشتن شیر آب هم اسرافه.
خسته نباشید.


نقد انیمیشن شاهزاده روم

نقد انیمیشن شاهزاده روم


دیشب به تماشای انیمیشن سینمایی «شاهزاده روم» رفتیم. متأسفانه به علت سردرد شدیدی که داشتم تمرکزی که باید داشته باشم را نداشتم لذا تنها به ذکر چند نکته بسنده می‌کنم.
نخست اینکه تقدیر و تشکر دارم از حامد جعفری، تهیه‌کننده و هادی محمدیان، کارگردان و کلیه عوامل و دست‌اندرکاران که پس از مدت‌ها موجب شدند سینما بروم. تلاش خوبی داشتید و جای انیمیشن ایرانی در تولید انیمیشن دنیا، واقعن خالی بود. باشد این انیمیشن، فتح بابی باشد بر ساخت انیمیشن‌های سینمایی که مردم را با فرهنگ این مرزوبوم آشنا کند. کیفیت تولید این کار با سایر تولیدات انیمیشن در ایران یک سروگردن برتری دارد. ایراداتی به فیملنامه می‌توان گرفت در مواردی مثل عدم توضیح چگونگی ورود نرگس خاتون به منزل امام هادی (ع) و همین‌طور پرش یک‌ساله داستان و رسیدن به میلاد امام زمان (عج) و مواردی ازاین‌دست که شاید بتوان آن‌ها را با دلایلی چون نبود اجماع سند و روایت، کمبود بودجه و ... توجیه کرد اما به‌هرحال این ایرادها وارد است اما از آن‌ها می‌گذریم لیکن در پرداخت شخصیت‌ها به چند کودک توجه ویژه‌ای شده که سند روایی نداشته‌اند و می‌شد به‌عوض پرداخت به آن‌ها به اصل داستان بیشتر توجه کرد. البته اینکه بگوییم باید کاراکترهای کودک برای ایجاد علاقه‌ی مخاطبین کودک در کار وجود داشته باشد را ازنظر نیانداخته‌ام اما شیطنت شرطه زنان که پسرک داشت؛ برای همان مخاطبین بدآموزی‌هایی در پی‌ دارد.
مورد دیگری که نباید از قلم انداخت در طراحی شخصیت ملیکا، بلندی گردن، کمی توی ذوق می‌زد. از آن مهم‌تر، انگشتری است که امام هادی (ع) در دست دارند و حلقه‌ای سیاه و بدون نگین را می‌ماند. (اگر اشتباه ندیده باشم چون سردرد پدر صاحب بچه را درآورده بود) در تصاویری که شخصیت‌های معنوی را به شکل توده‌ای از پروانه و در رویا نشان می‌داد هم می‌شد مانند پلان‌های دیگر، از زاویه‌ای که صورت در تصویر نباشد استفاده کرد.
اما با تمام این احوال، این تلاش ستودنی است. امیدوارم دوستان، حتماً سراغ شاهنامه هم بروند و نسل جدید را با داستان‌های جذاب آن آشنا کنند.


گاف گاهی به پشت سر نگاه کن

گاف گاهی به پشت سر نگاه کن

آقای تلویزیون ملی، آقای شبکه‌ی دو، آقای «گاهی به پشت سر نگاه کن» یعنی دسته‌جمعی روی روان جمعی مملکت اسکی می‌روید؛ مقداری مطالعه، مقداری مشاوره، آلان که مثل همیشه و از سر اجبار تلویزیون روشن است و صدای برنامه‌های سراپا غیرمنطقی‌شان به گوشمان می‌رسد، یک گاف جدید در داستانتان آزارمان داد.
تابش چکی کشیده به مبلغ سیصد و خوردی و آلان یکی با حکم جلب آمده. همه همدیگر را نگاه می‌کنند؛ دختر تابش می‌گوید: تو نمی‌دانی چک چه کسی را برگشت زدی، صبح از بانک زنگ می‌زدی، می‌آوردی مشکلت را حل می‌کردیم. مملکت قانون چک‌اش عوض‌شده یا در تهران روند امور حقوقی فرق دارد؟
برادر گاهی به پشت سرت، عزیز من، چک که کشیده می‌شود، می‌رود بانک، گواهی عدم موجودی حساب می‌گیرد، بعد از 15 روز پرونده به دادگستری می‌رود، بعد حکم جلب گرفته می‌شود. آن میان بانک گواهی کسری حساب را برای صاحب حساب می‌فرستند و درنتیجه صاحب‌امتیاز و بخصوص حسابداری مجموعه از چک بدون اعتباری که صادر کرده؛ مطلع می‌شود! یهویی طلبکار با حکم جلب ... عجب؟!
بعد این بابا را آلان برده‌اند کلانتری، این بچه سوسول که چشمی هم حساب کنیم، یک ده سالی از دختر تابش جوان‌تر است، هم سندی آورده (از کجا؟) سند ساختمان مادرش؟(آن را که دادند بابت بستن حساب‌وکتاب نزول‌خور) انگار خانه‌ی خاله است و از آسمان سند می‌رسد به ارزش سیصد و خوردی! بعد سند را می‌برند کلانتری! عجب! یعنی نمی‌دانند باید سند را ببرند ترهین؟ از قاضی دستور بگیرند؟ خب جوان‌اند و جاهل! نمی‌دانند اما آن شرکت که ظاهراً عریض و طویل هم هست و ده بار تابش پز بهترین وکیل‌هایش را داده، وکیل ندارد؟ آقا بی‌خیال... بگذریم که این گاف‌ها تمامی ندارد!


گاف (دو) سریال پایتخت 4

گاف (دو) سریال پایتخت 4


همین آلان، نشون داد که ارسطو از بازپرسی برگشته (ریش و مو رو هم که دیشب کوتاه کرده بود) نقی هم داره با کینیک بازی می کنه، یه لحظه ارسطو خواب میبینه، تصویری که ازش در اون سمت استفاده میشه دوباره ریش و مو بلنده! آقا ... آقا ... بچه مچه نکن...!
تبلیغات تاژ ... بزن دست قشنگه رو.


گاف تصویربرداری (1) در پایتخت 4

گاف تصویربرداری (1) در پایتخت 4

اینکه برنامه‌هایی تولید می‌شود تا مخاطبین داخل را از برنامه‌های بی‌محتوای برخی از شبکه‌های فارسی‌زبان ماهواره‌ای دور کند، به ذات خوب است؛ اما اینکه به کجا می‌رویم، خود مطلبی است که در جای خود فراخور توجه است. نشود از دلواپسی‌ی افتادن به دامان عروس بدذات، مردم را گرفتار عروس مذبله کنیم. پیداست صداوسیما درمجموع بیراهه‌ای را در این سال‌های اخیر در پیش گرفته که در صورت عدم بازنگری در این خط‌مشی، خود نسخه‌ای از شبکه‌های ماهواره‌ای آن چنین گردد.

ادامه مطلب

درباره دیالوگ نویسی

درباره دیالوگ نویسی

با توجه به پاره‌ای از ملاحظات، پاسخ یکی از دوستان در خصوص دیالوگ را اینجا درج می‌نمایم.


همان‌طور که می‌دانید، شخصیت‌های داستان، به چند نوع سخن می‌گویند. سخنی که از ذهن او عبور می‌کند (نریشن). سخن یک‌سویه (منولوگ) و گفتگو یا همان دیالوگ. مباحثی که در ذیل ازنظر می‌گذرد، برای هر سه نوع نقل‌قول قابل‌استفاده است.
در کارگاه‌های فیلم‌نامه‌نویسی، همیشه به هنرجویان توصیه می‌کنیم مادام که از چفت‌وبست روایتشان مطمئن نشده‌اند، دیالوگ ننویسند. قصد عمومیت دادن این پیشنهاد را برای داستان و رمان ندارم چراکه از اساس، فرق فیلم‌نامه و رمان در این است که فیلم‌نامه‌نویس باید بر اساس الگو فیلم‌نامه‌اش را پیش ببرد؛ یعنی باید نقطه‌ی شروع و پایان فیلم‌نامه‌اش را بداند و ...

ادامه مطلب

این روزهای من ـ خلوت

این روزهای من ـ خلوت

شاید این حرف‌ها برای هیچ‌کس مهم نباشد؛ اما ...
آن‌هایی که سریال «خانه‌ی سبز» را ندیده‌اند؛ بدانند که از دستشان خیلی چیزها رفته. بازی خیره‌کننده‌ی مرحوم خسرو شکیبایی، یک‌طرف و حرف‌های سبزی که هر جا هر جا نمی‌توان زد و بیژن بیرنگ با همکاری مسعود رسام، خوب حرف‌هایی زدند. این مجموعه‌ی تلویزیونی اجتماعی ـ خانوادگی که در اپیزودهای 40 دقیقه‌ای از شبکه‌ی دو سیما پخش می‌شد، درواقع روایت رضا صباحی (مرحوم خسرو شکیبایی) یک وکیل دادگستری بود درباره‌ی مسائلی که برای «خانه‌ی سبز»ی‌ها رخ می‌داد.

ادامه مطلب

این به آن در

این به آن در


آقای کارگردان که دیشب از سایه‌ی کرین‌ات که میان قاب می‌رقصید ایراد گرفتم. امشب از بابت متن سخنرانی تکان‌دهنده‌ی بهبود که واقعیت‌های دردناکی را مطرح کرد بخصوص آن محیط‌بانان در زندان، در انتظاران اعدام، به جرم انجام‌وظیفه! تشکر می‌کنم.
پایتخت 3 نقد سریال پایتخت 3 نقد سازمان صداوسیما


گاف تصویربرداری (1) در پایتخت 3

گاف تصویربرداری (1) در پایتخت 3


آقای کارگردان محترم، خودت ندیدی، منشی صحنه ات ندید، دستیارهات ندیدن، تدوینگرت ندید، ناظر پخشت ندید، کلن اونایی که باس می‌دیدن ندیدن، اما یه ملت سایه‌ی فیلمبردار و کرین ات رو توی قابت دیدن! خب برادر گفتن اسپانسرشیپ دیگه نگفتن که یه قسمت از سریال جلف‌بازی کلن بشه تیزر حامی مالی! یه رفیقی پرسید: دیشب پایتخت 3 چی شد؟ گفتم میون برج و تکنولوژی ساختمان، اینا رفتن غذای چینی خوردن!
آقای رسانه‌ی ملی، خجالت داره! آلان نه فرصتش هست و نه حسش ولی آلان اگه طرح همین سریال رو کسی که توی باندبازی‌هاتون نباشه بده بهتون، هزارتا دلیل میارین که ... همینه دیگه.


نقد نظر فیلم پنج مناره در نیویورک

نقد نظر فیلم پنج مناره در نیویورک


همیشه دیر می‌رسم، امشب یکی از فیلم‌های تولیدشده‌ی سه سال پیش را دیدم و به حال سینمای ایران تأسف خوردم. بااینکه انتقاداتی اساسی به فیلم‌نامه از منظر واقع‌گرایی و شخصیت‌پردازی دارم و همین‌طور یکی دو پلان فیلم را به لحاظ ترکیب‌بندی نپسندیدم ولی بهر سبب نمی‌توانم انکار کنم که از تماشای این فیلم لذت بردم. پس‌ازآن به قصد توصیه‌ی فیلم به دوستان، سراغ اینترنت رفتم تا لینک مربوطه را از طریق شبکه‌های اجتماعی پخش نمایم. برای لحظه‌ای علاقه‌مند شدم تا ببینم این فیلم چه توضیحاتی به زبان فارسی را درمی‌گیرد. خدا پشت‌وپناه گوگل (ضرب‌المثلی امریکایی) به سرا این دانای خیلی چیزدان رفتم و عنوان فیلم را جستجو کردم.

ادامه مطلب

حرف اول

حرف اول

در آغاز کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و خدا کلمه بود ... و ... کلمه خداوند است که والا و برتراست، و خداوند مقتدر غالب و صاحب حکمت است.

سپاس که این تارنگار را قابل دانسته‌اید و بخشی از وقت گران‌مایه‌تان را به خواندن قلم این کمترین اختصاص داده‌اید. هرچند این سطرها که از نظر می‌گذرد؛ برگه سبزی است تحفه‌ی درویش و اگر نبود حرمت چشم‌هایتان که شاید هرگز، سر از این سرا درنمی‌آوردند. مراد، یادآوری موردی است خدمت پیروان مکتب کپی / پیستایسم، آن غارتگران دسترنج‌ها و گستراندگان تلاش‌ها به نام خویشتن؛ آنان که به کمتر از کسری از ثانیه، ساعت‌ها سر به ماشین‌تحریر کوبیدن‌ها را سوار دستوری ابتدایی می‌کنند و با دستوری ابتدایی‌تر در تارنگار خویش، صاحب می‌شوند: عزیز دلم این نوشته‌ها فاقد ارزش مادی هستند. به معنویت دیگران احترام بگذارید و در صورت تمایل به انتشار این مطالب بزرگواری فرموده و به ذکر نام و نشانی، دل این کمترین را خوش دارید! 



وحید پیام نور

وحید پیام نور
فعال مدنی، نویسنده، منتقد ، ناشر و فیلمساز
مدیرعامل موسسه فرهنگی اجتماعی دیدبان اصل هشتم
مدیرمسئول انتشارات بافر
مدیرمسئول آموزشگاه آزاد سینمایی آینه رشد
مدیرعامل شرکت بافر بنیان
http://payaamnoor.ir
کلیه‌ی حقوق محفوظ و نقل قول تنها با ذکر منبع پسندیده است.

آخرین مطلب
بیشترین بازدید
بیشترین محبوبیت
بیشترین مشارکت
پیوندها
بایگانی