دعوتنامه رسمی به اندیشیدن
بعضی از اوقات مثل همین حالا، احساس میکنم انگشتی برای به دهان گرفتن، برایم نمانده است. گور بابای سیاست و هرچه سیاسیکاری است، صداقت را عشق است که عجالتن چند وقتی است رفته است دیدوبازدید اقوامش و هنوز برنگشته است و بهراستیکه چقدر جای ایشان و قوموخویش گرامیشان خالی است. بخصوص عالیجناب فتوت و سرکار خانم وفا. در همین مقام شایسته است یادی شود از مرحوم مغفور، جنتمکان، خلدآشیان، جناب آقای مهندس انسانیت و همسر محترمشان سرکار علیه، نوعدوستی! چه شرافتی با ایشان بود؛ یاد و نامشان به پهنهی آسمان بلند باد.
و اما بعد...
توضیحات ...
سلام. مدتی نبودم و این دلایل بسیاری داشت. نخست اینکه مدتی است فشار کاری آنقدر زیاد شده که نمیرسم چیزی بنویسم. دوم اینکه این لابهلا مسافرت بودم. مشهد و کرمان و تهران و حالا هم که برگشتم سخت مشغول کارهای عقب مانده ام. حرف های زیادی دارم و احساس میکنم امروز فرداست که از نزدنشان منفجر بشوم. بعضیا مثل صادق اس ام اس زدند که چرا بهروز نمیکنی، بعضیها هم کامنت گذاشتن و همین حرف رو زدن. گفتم کامنت داغ دلم تازه شد. دوستانی که پرسیدند کامنتها کجا رفت باس بدونن که در ادامهی مطلب امکان درج کامنت هست ولی یه مشت آدم بیخود و مزخرف از باگهای میهن بلاگ استفاده کردن و کامنتهای مسخرهی تبلیغاتی صد من یه غاز میذارن واسهی همین من این امکان رو غیرفعال کردم. مورد دیگه اینکه دارم روی جابجایی فکر میکنم و تغییر سرور. راستش سیستم بلاگ دات آی آر امکانات زیادی داره ولی از اونجایی که من یه میهن بلاگیی قدیمی هستم و به میهن بلاگ علاقه شخصی دارم، دلم نمیاد. والا اون سیستم امکان مهاجرت داره که بدون از دست رفتن چیزی بهراحتی میشه اسبابکشی کرد. از طرف دیگه طبق آمار آلان همهی دوستانی که میان و این تارنگار رو می خونن از دامنهی www.payaamnoor.ir ورود پیدا میکنن. بههرحال اگه اسبابکشی کنم احتمالن تغییرات محتوایی زیادی در تارنگارم خواهم داد. احتمالن سرفصلها رو مورد بازبینی قرار میدم و بعد طبق برنامهی مشخص روش کار میکنم. بههرحال گفتیم گفتنیها رو و حالا بریم که کلی کار داریم.
دهم اردیبهشت، روز ملی خلیجفارس
امروز، دهم اردیبهشت، روز ملی خلیجفارس است. شاید بارها و بارها این حرفها را زده باشم؛ اما به بهانهی این روز و به دلیل سکوت بینهایت عجیب کمپینهای روشنفکری و ملیگرایانه و غرور آریایی و خون پاک اهورایی و این حرفها، پس به اشتراک بگذار، گفتم این حرفها را دوباره بزنم که لال از دنیا نرفته باشم.
یکچند موجود دوپا که تا سی سال پیش، بادیهنشین بودند، به برکت حلقهی بندگی که در گوش میکنند و از آن فزونتر، بیرگوریشگی هموطنان ایرانی که سرمایههایشان را بهعوض هزینه در امر تولید، سرریز بیابانهای آنان کردهاند، حالا دچار جو گرفتگی شدهاند و از یاد بردهاند، تاریخ داشتهی ما و نداشتهی خودشان را.
گاف تصویربرداری (1) در پایتخت 3
آقای کارگردان محترم، خودت ندیدی، منشی صحنه ات ندید، دستیارهات ندیدن، تدوینگرت ندید، ناظر پخشت ندید، کلن اونایی که باس میدیدن ندیدن، اما یه ملت سایهی فیلمبردار و کرین ات رو توی قابت دیدن! خب برادر گفتن اسپانسرشیپ دیگه نگفتن که یه قسمت از سریال جلفبازی کلن بشه تیزر حامی مالی! یه رفیقی پرسید: دیشب پایتخت 3 چی شد؟ گفتم میون برج و تکنولوژی ساختمان، اینا رفتن غذای چینی خوردن!
آقای رسانهی ملی، خجالت داره! آلان نه فرصتش هست و نه حسش ولی آلان اگه طرح همین سریال رو کسی که توی باندبازیهاتون نباشه بده بهتون، هزارتا دلیل میارین که ... همینه دیگه.
شبکه اجتماعی همبوک
پیشنهاد میشود نام فیسبوک در مجامع داخلی (و بعد بینالمللی) به شبکهی اجتماعی «هم» تغییر پیدا کند. یا فیسبوک، دامنهی جدیدی خریداری کند (HmBook) ترجیحن (.IR) و اعضاء ایرانی را بهصورت مشخص به این سرور منتقل نماید. چراکه در این جامعه، همه یا «هـ» هنرمند) هستند و یا «ـم»: (از قبیل و نه محدود به: مرتب و قشنگ، مخالف نظام، متفاوت، مهندس و دکتر و ...، میلیاردر (میلیونری که دیگه عین فقر ِ)، محصلین تحصیلات عالیه (حداقل دانشجوی فوقلیسانس)، مشاور (روانشناسی و مشتقات، هنری و ...)، معصوم و پاک (!)، موزیسین، ماله کشان (بر دو قسم ماله کشان نسوان و ماله کشان ادبی. البته موارد خبره که در دو حوزه فعال باشند نیز گزارش شده)، مدافعین حقوق بشر، محافظین طببعت، محیطبانان افتخاری، مرد میدانهای سیاست و دیانت، ...
هرروز، روز شعر و ادب است!
از اینکه علاقهی چندانی به مرحوم شهریار ندارم، از خود دلخور نیستم. ابایی هم ندارم که بگویم مخالفم که «روز شعر و ادب فارسی»، در پرانتز «روز بزرگداشت استاد شهریار» را به همراه دارد. هر کس دلایلی برای کار خود دارد چه آنان که در تقویم این روز را نامگذاری کردند چه بندهی حقیر. شاید از فردا پیامهای تبریک زیادی روی شبکههای اجتماعی ردوبدل شود؛ اما به حتم فردا را در سوگ ادبی که به بهانهی ادبیات در این مملکت، خاکسترش به باد سپردهشده، در غم خواهم گذراند.
تردید در حلالزادگی یک ملت!
چندی پیش، خبری خواندم در مورد مک بوک یک انیماتور انگلیسی که سر از تهران درآورده بود؛ که در بخشی از (متن خبر) چنین نوشتهشده بود:
یک کاربر زیر مطلبی دراینباره در gizmodo نوشت که قصد ندارد از موضوع دزدی لپتاپ چشمپوشی کند اما به این ماجرا بیشتر از این منظر نگاه میکند: «هی نگاه کن! ایرانیان هم آدم هستند. اخبار بد زیادی درباره بسیاری از کشورها وجود دارد٬ ویدیوهایی که آتش زدن پرچم دیگر کشورها و تظاهرات و ساخت تسلیحات هستهای را نشان میدهند. چنین چیزهایی همیشه در اخبار به چشم میخورد. به همین علت بعضیاوقات سخت است که به مردم این کشورها جدا از این موضوعات نگاه کنی. ولی به عکسهای رسیده نگاه کنید! آنها بازی میکنند٬ به موزیک گوش میدهند٬ در خانههایشان میز قهوه وجود دارد٬ درست مثل ما!» وی تأکید کرد که نمیخواهد بگوید آنچه در اخبار میآید نادرست است، اما گفت که این عکسها چهره دیگری از ایران را به نمایش گذاشته است.»
فقط یک ایرانی میتواند ...؟ (دو)
چندی پیش پستی داشتم در تارنگار با عنوان: فقط یک ایرانی میتواند ...؟ و حالا حالم بهم میخورد که باید دوباره در همان مورد بنویسم. چندی است چندشم میشود وقتی میبینم هممیهنان عزیزم که متأسفانه تابعین مکتب لایکیسم و شیریسم، شدهاند، همچنان ندانسته میدوند به ناکجا. چندی است صفحات فیسبوک پرشده از اظهارنظر عدهای انساندوست که اعدام را عملی غیرانسانی میدانند و با آن مخالف هستند. اهم حرف دل این عزیزان چنین است:
اعدام را متوقف کنید!
فقط یک ایرانی میتواند ...؟ (یک)
توی فیسبوک اون بالا باز زده در چه فکری. راستش رو بگم؟ در فکر بیفرهنگیهای بعضی از مردم سرزمینم هستم. نمیدونم روی این وضعیت مردم چه اسمی می شه گذاشت ولی انگار اکثریت قریب بهاتفاق مملکت دچار نوعی خبر ـ جو زدگی هستند و فیسبوک هم ابزاری از نوع دمش گرم هست که این مدعی اثبات بشه. یه مثال میزنم نگی دچار توهم شدهام. آلان نزدیک به یه ساله که تقریباً نصف بیشتر ساعاتش رو توی راه گذروندم. از این شهر به اون شهر و توی جاده سوالی همیشه ذهنم رو درگیر خودش میکنه:
وحید پیام نور
فعال مدنی، نویسنده، منتقد ، ناشر و فیلمساز
مدیرعامل موسسه فرهنگی اجتماعی دیدبان اصل هشتم
مدیرمسئول انتشارات بافر
مدیرمسئول آموزشگاه آزاد سینمایی آینه رشد
مدیرعامل شرکت بافر بنیان
http://payaamnoor.ir
کلیهی حقوق محفوظ و نقل قول تنها با ذکر منبع پسندیده است.
دستهبندی
-
اندیشه
(۲۷)-
سیاستنامه
(۱۰) -
اندیشه دیگران
(۹) -
پیالهای نور (دینداری)
(۷)
-
-
اجتماع
(۳۷)-
آسیبهای اجتماعی
(۲) -
سازمان مردم نهاد
(۳) -
نقد اجتماعی
(۳۲) -
گرگاننامه
(۲)
-
-
ادبیات
(۸۹)-
سرودهها
(۵۵) -
داستان
(۱۷) -
نقد ادبی
(۸) -
درسهایی برای نوشتن
(۶) -
آثار ادبی دیگران
(۲)
-
-
سینما و تلویزیون
(۱۳)-
نقد و نظر
(۱۰) -
اصول فیلمنامه
(۲)
-
-
روزنوشت
(۳۹)
آخرین مطلب
بیشترین بازدید
بیشترین محبوبیت
بیشترین مشارکت
بایگانی
- شهریور ۱۴۰۱ (۱)
- مرداد ۱۴۰۱ (۶)
- خرداد ۱۴۰۱ (۱)
- تیر ۱۳۹۹ (۱)
- فروردين ۱۳۹۹ (۱)
- مرداد ۱۳۹۵ (۱)
- آذر ۱۳۹۴ (۴)
- آبان ۱۳۹۴ (۳)
- تیر ۱۳۹۴ (۳)
- خرداد ۱۳۹۴ (۳)
- ارديبهشت ۱۳۹۴ (۱۰)
- فروردين ۱۳۹۴ (۱)
- اسفند ۱۳۹۳ (۱)
- بهمن ۱۳۹۳ (۱)
- دی ۱۳۹۳ (۱)
- آبان ۱۳۹۳ (۱)
- مهر ۱۳۹۳ (۲)
- شهریور ۱۳۹۳ (۱)
- تیر ۱۳۹۳ (۵)
- خرداد ۱۳۹۳ (۶)
- ارديبهشت ۱۳۹۳ (۵)
- فروردين ۱۳۹۳ (۳)
- اسفند ۱۳۹۲ (۴)
- بهمن ۱۳۹۲ (۴)
- دی ۱۳۹۲ (۵)
- آذر ۱۳۹۲ (۵)
- آبان ۱۳۹۲ (۶)
- مهر ۱۳۹۲ (۱۰)
- شهریور ۱۳۹۲ (۴)
- مرداد ۱۳۹۲ (۷)
- تیر ۱۳۹۲ (۱)
- خرداد ۱۳۹۲ (۴)
- ارديبهشت ۱۳۹۲ (۷)
- فروردين ۱۳۹۲ (۷)
- اسفند ۱۳۹۱ (۳)
- بهمن ۱۳۹۱ (۴)
- دی ۱۳۹۱ (۵)
- آذر ۱۳۹۱ (۳)
- آبان ۱۳۹۱ (۲)
- دی ۱۳۹۰ (۱)
- آبان ۱۳۹۰ (۱)
- مهر ۱۳۹۰ (۴)
- خرداد ۱۳۸۹ (۱)
- تیر ۱۳۸۸ (۲)
- فروردين ۱۳۸۸ (۱)
- شهریور ۱۳۸۷ (۱)
- مرداد ۱۳۸۷ (۱)
- تیر ۱۳۸۷ (۱)
- فروردين ۱۳۸۷ (۱)
- اسفند ۱۳۸۶ (۱)
- آذر ۱۳۸۶ (۲)
- مهر ۱۳۸۶ (۱)
- خرداد ۱۳۸۶ (۲)
- ارديبهشت ۱۳۸۶ (۱)
- فروردين ۱۳۸۶ (۱)
- آبان ۱۳۸۵ (۲)
- مهر ۱۳۸۵ (۱)
- تیر ۱۳۸۵ (۱)
- خرداد ۱۳۸۵ (۲)
- ارديبهشت ۱۳۸۵ (۱)
- فروردين ۱۳۸۰ (۱)